عده ای از مردم مسیحی از مسیح می خواهند که در سنگسار زنی زناکار شرکت کند. مسیح می آید و می بیند مردمی دور زنی ایستاده اند و منتظر او هستند تا به زنی چال شده سنگ بیاندازند. مسیح خطاب به همه آنها می گوید: مردم! به زندگی خود از کودکی تا الان فکر کنید که آیا خودتان گناهی را تا حال مرتکب نشدید و گنه کار نیستید؟ (بویژه که مسیح معتقد به این بود که نیت گناه کردن همان گناه کردن است)
آمریکا به خاطر اهمیت نفت هیچ رژیمی را که حرف شنوی کامل از آمریکا نداشته باشد، در خاورمیانه تحمل نمی کند و دشمنی با ایران هم بر سر همین است، نه بر سر انرژی هسته ای یا حقوق بشر.
وگرنه می شکنیم بال های دوستی مان را
- زمستان در آذربایجان :
- آخر هر پائیز شب یلدا درازترین شب سال زمستان شروع می شود . چهل روز اول چله بزرگ نام دارد . چهار روز آخر چله بزرگ وسه روز چله کوچک را خیدیر میگویند . جمعا می شود هفت روز . از مراسم خیدیر این است که کسانی که نزر دارند قوئود درست میکنند . ترکیبی از آرد حبوباتی مثل گندم تخم کدو- چتنه – بزره – کونجود – و ... همه را قاطی کرده و بچه ها با کمی اب قاطی می کنند و بله کرده و می خورند . آرد کردن توسط دو تا سنگ کرد و سنکین که سنگ زیرین و بالا میباشد و وسط سنگ بالا وسط اش سوراخ اندازه استکان باز است که از انجا حبوبات ریخته شده و با دسته ای که به سنگ بالا وصل است میچرخد و ارد میشود . چله کوچک بیست روز میباشد
خیدیر چیخدی قیش چیخدی
کئچیک چیله بویوک چیلیه دئیرکی اگر من سنون یئرونده اولسیدیم
کلین لرون الین قوینوندا دویدوراردیم آروادلارا بالا سالدیراردیم
حیف اولسون عمریم آزدور قاباغیم یازدور
- کورد اوغلو : در زمانه های دور کسی بوده به این نام که در کولاک زیاد کم می شود و زیر برف م
میماند و انهائی که دنبالش بوده اند جائی از برف بخار بلند می شود میروند میبینند که نفس کورداغلو
است واو را نجات میدهند . و این به معنای این می باشد که به زمین نفس میاید . یئره نفس کلیب .
بعد از کورداغلو چئله بئچه می اید چهار روز روز اول مثل بهار است روز دوم مثل تابستان روز سوم
پائیز و دوباره روز زمستان می شود .
- وعده یئلی : روز هفده از بیست روز چئله می وزد و کل برف ها و یخ های زمین را اب میکند .
خوردنی های نوروز : تورب – کلم – هویج بنفش –
- کورسی : سوخت کورسی از زغال و برای فقرا خکه هم قاطی زغال میکردند . خکه : باقی مانده
وگرد زغال را غربال میکردند وگردش رابا اب قاطی کرده و به حالت گرد در میاوردند . دوبا خشک کرده و از قبل برای زمستان نکه میداشتند . داخل اتاقی که کرسی می کذاشتند وسط اتاق اندازه استانبول بننائی حفره درست میکردند مخصوص زغال . و بلاخره بویزه بچه ها از گرمای مطبوع ان استفاده
میکردند. خداحافظ زمستان .
هان سنجیده باش
که نومیدان را معادی مقدر نیست !
زیستن
و معجزه کردن
ور نه
میلاد تو جز خاطره ی دردی بیهوده چیست ؟
*
زندگی چیست ؟
چه می تواند باشد ؟
*
خش خش برگ های زیر پایم می گویند
که بگذار بیافتی
آنگاه راه را باز خواهی یافت .

|
كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق وجود داشته است. جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 4 روز پس از والنتاين فرنگي است! اين روز "سپندارمذگان" يا "اسفندارمذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندارمذ لقب ملي زمين يعني گستراننده، مقدس، فروتن است. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند.... آيا زمان آن نرسيده است كه همچون سال هاي اخير و گسترش جشن هاي سده و مهرگان در ايران نسبت به پيش تر، سپندار مذگان را هم گرامي بداريم ؟ |
|
حتما شما هم هياهو و هيجان را در خيابان ها دیده اید. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله ميشود.شمع شکلات ادکلن و.. همه وهمه در جعبه های رنگی قشنگ همراه با کارت هایی که بر روی آنها جملاتی هم نوشته شده و حاکی از عشق و علاقه طرفین می باشد بازار داغی دارند . همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد. چند سالی بیش نیست که روز ۱۴ فوریه در تقویم جوانان ایرانی ؛ روز ویژه ای شده است. خصوصیتی که روزهای ملی و سنتی ما در همان تقویم ها از آن بی بهره اند. سده ، مهرگان ، تیرگان و ... شاید برای خیلی ها نام های غریبه ای باشنداما از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم که عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند. كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نماد و سمبلي براي عشق مي شود!" |
روز سه شنبه 25 بهمن، روز والنتاین، 'روز عشاق' است . اگرچه جشن والنتاین سنتی است غربی اما زبان عشق همیشه و همه جا شنونده دارد. آنهایی که به این روز اهمیت می دهند و عاشق هستند به محبوب خود می گویند دوستت دارم، چه با شاخه ای گل و چه با هدیه ای گرانقیمت؛ اگر مخفیانه عاشق هستند ارسال یک کارت والنتاین بار سنگین افشاگری را خیلی سبک می کند.
جشن والنتاین منحصر به زوج های جوان نیست، اما در این روز، طغیان احساسات خام عشق نوجوانی بیشتر به چشم می خورد. دغدغه های عشقی یک نوجوان، چند برابر می شود: 'چند تا کارت والنتاین می گیرم؟ از طرف کی؟'این دغدغه تا ساعات پایانی روز ادامه دارد و تا چند روز بعد از موعد والنتاین سوژه ای می شود برای گفتگوهای نوجوانانه.
احساسات عاشقانه چه "خام" و چه "پخته" تعریف راحتی ندارد و از هر که به پرسی، اول تامل می کند، بعد (بالاخره) توصیفی برای آن پیدا می کند. برخی عاشق شدن خود را در چند کلمه می بینند: 'تیر عشق به قلبم خورد' یا 'عشقش جادوم کرد'؛ برخی هم یک کتاب حرف برای گفتن دارند.
توصیف عشق و احساسات منتسب به آن حتی برای فلاسفه، ادیبان، هنرمندان و دانشمندان - که آن را شعبده بازی هورمون ها برای ترغیب انسان به تولید مثل می دانند - آسان نبوده و طی سده های متمادی ذهن و آثار آنها را سخت به خود مشغول کرده است.
شاید دشوارترین کار این متفکرین، تفکیک جاذبه جنسی از عشق "رویایی" بوده و این که آیا اصلا خط و مرزی میان این دو وجود دارد یا نه؟ پاسخ به این سوال و دهها سوال مانند آن هم باعث شده که به مرور ایام تلاش برای درک مفهوم عشق و جستجو برای دستیابی به آن، به یکی از شیرین ترین و در عین حال تلخ ترین تجربه های بشری تبدیل شود.
تلخی و شیرینی که شاید فقط شعر، داستان سرایی، فیلم، ... بتواند تحملش کند: از لیلی و مجنون و رومئو و ژولیت گرفته تا داستانهای عشقی امروزی دست ساز هالیوود.
دلیل مجذوب شدن دو نفر به یکدیگر هر چه باشد - شهوانی یا معنوی - در هر حال یافتن "نیمه دیگر" کار دشواری است. اما رفتن در این راه خالی از هیجان نیست؛ حتی اگر بدانیم در انتها یک سراب در انتظار ماست. شاید برای همین است که جوانان و نوجوانان راحت تر از بزرگترها در این راه قدم می گذارند. آنها مطمئن هستند که "عشق دوای هر دردی است!"
صادق هدایت برخلاف بعضی ها که به اثار او کاملا سطحی نگاه کرده اند ابدا نهیلستی نیست . صادق هدایت چنانکه اثارش را مرور خواهیم کرد کاملا دیدی طبقاتی ورادیکال به دنیاو مردم خود داشت هم وطن های بسیار محروم مفلوک وافلیج ها و مریضان و زنان ... که در فلاکتی وبحرانی مظاعف قرار دارند . چون صادق هدایت در جوانی در محافل سیاسی شرکت داشته است . و اموخته های انزمان را تا اخر در اثر خود حفظ کرده است .هر چند شخصیت های داستان های او در اخر نه مبارزه کردن را بلکه مردن و حیرانی و سرگردانی را انتخاب میکنند .
مرگ های صادق هدایت در داستان هایش مرگ های کاملا اعتراض امیز به جامعه منحط بود . و کریز از سانسور دولت بود . هماطور که مرگ ها و نوعی خود کشی های مردان وزنان از فرط محرومیت و مفلوکی و مظلومی نوعی اعتراض بالاتر از مبارزه در جامعه ما انعکاس داشت . ونوعی از نافرمانیهای مدنی بود . برای نمونه مجموعه داستانهای " زنده بگور "را مرور میکنیم . ویزه گی داستان های عمیق و گا هی پیچیده هدایت این است که انسان در زمانها و مکانهای مختلف مطالعه تا ثیراتی تازه از خود بروز میکند .
انسان هائی که در داستانهای هدایت نقش دارند انقدرتنها هستند که حتی نمی توانند ازدواج کنند و از هر لحاظ تنها هستند و مردم عادی یا از روی ترحم و تمسخر و تفنن با انها برخورد میکنند و همه انسان ها در این جوامع و محیط ها ی نویسنده مسخ شده اند . هم طبقات پائین و هم طبقا ت بالا ی جامعه .
دلایل اشکار بودن ما در رادیکال و مردمی بودن اثار هدایت این است که به جرات می توان گفت که اکثرا شخصیت های داستان های او از طبقات پائین جامعه انتخاب می شوند ولی در اخر همان شخص مظلوم و ضعیف به قهرمانان او تبدیل میشوند که با نوع مرگ خویش تا ثیرات عمیقی در خوانند ننده بازی میکنند که انسان را بسیار متاثر کرده و مثل انقلابیون خواننده را منقلب میکنند . همچون سگ ولگرد و منظور از سگ هم انسان است . هدایت در داستان هایش حاجی بازاری هارا مسخره و محکوم میکند . اثار هدایت تریبونی قوی از عصیان و فریادهای مردم محروم و سر گردان جامعه است . مرگی که عصیان گرایانه است مرگی که جامعه و حاکمان انرا با سکوت خویش رسوا میکند و داد خود را می خواهد و همه اینها را هدایت نه با شعار بلکه با نوعی شگرد های روان شناسانه و ادبی مورد اجرا میکند . هدایت در داستانهای ابجی خانم زندگی زنی را می اورد که بد بختی مضاعفی را دارد زنی که زشت هم هست . ویا داستان گوز پشت .
در داستان اب زندگی علیه خرافات موجود در جامع اش می شورد . هدایت در داستان مرده خور علیه اقا شیخ ها برمیخیزد که از مردن کسی امرار معاش میکنند . هدایت هم انزمان از قتل های ناموسی رنج میبرد که در داستان حاجی مراد به ان پرداخته است . و بلا خره سگ ولگرد هدایت نوع دیگر ماهی سیاه صمد بهرنگی است .
رئیس جمهور و نخست وزیر و ارتش ترکیه باید بدانند که تظا هرات مردمی 100 هاهزار نفری گروهPkk به رهبری اوج آلان در داخل و خارج تروریسم نمی باشد بلکه کشور و دولت ترکیه جنایت کار و عامل تروریسم می باشد . که در جنگی نا عادلانه انها را سرکوب میکند . و در جواب این حمله های خونین به گروه ppkکه انها هم دست به اعمالی میزنند که متاسفانه نباید انجام دهند . کرد های ترکیه حداقل ترین حقوق خود را می خواهند. و دولتهای سرمایه دار منطقه چنین سرکوبگرانه بر خورد میکنند و راه حلی بجز مبارزه مسلحانه نمیگذارند .ونمی توان این دفاع برحق را تروریسم نامید. کردها چندین بار اتش بس یک طرفه اعلان کرده اند ولی باسخی منطقی از طرف دولت ترکیه دریافت ننموده اند . توب باران و بمب باران مناطق کرد نشین عراق وترکیه نه مبارزه با تروریسم بلکه قربانی کردن مردم عادی میباشد .
یکی ازشرایت مذاکره کردها و دولت ترکیه ازادی بدون قید و شرط اوجالان باید باشد .
وایا این دولت ترکیه نیست که تروریسم می باشد .
